تحلیلی بر تبلیغات انتخاباتی در پسا کرونا
حنان مکتوفی -dabir1 ۱۶ آذر ۰۰ 2۰55
عروج شبکههای اجتماعی و افول لیدرهای انتخاباتی
((محمد امین زاده فعال اجتماعی و رسانه ای))
زندگی در دوران کرونا و به تبع آن سبک زندگی پسا کرونا، خیلی از ابعاد مختلف را تحت تاثیر خود قرار داده و در ادامه نیز ممکن است تبدیل به یک رویه و شیوه معمول و رایج سبک زندگی شود. سبک تبلیغات نامزدهای انتخابات و مبارزات انتخاباتی نیز متاثر از این تغییر و تحولات بوده است.
همزمان با رونق فروش اینترنتی، آموزش مجازی و سایر تحولات در کسب وکارها، حوزه تبلیغات و مبارزات سیاسی نیز دچار تغییرات شده است به گونه ای که شاهد تعطیلی جلسات خانگی و گروهی و کاهش جلسات حزبی و سیاسی هم به لحاظ تعداد جلسات و هم تعداد شرکت کنندهها هستیم. از سوی دیگر، با افول نقش آفرینی عاملان تاثیر گذار یا لیدرها در این عرصه هستیم.
البته این امر بدین معنی نیست که قبل از کرونا، فضای مجازی نقش زیادی در کارزارها و تبلیغات سیاسی نداشت بلکه تبلیغات مجازی همیشه نقش داشته و فضای سیاسی انتخابات، حداقل دو فضایی بوده است اما در حال حاضر فضای مجازی به تنها ابزار تبلیغات انتخاباتی تبدیل شده و در مقایسه با قبل، ماهیتی منحصربهفرد و نقش بسیار مهمی پیدا کرده است.
در این شرایط خاص، بستر شبکههای اجتماعی و رسانههای برخط، مولّدِ محتوی با بهرهگیری از تکنیک تبلیغات ویروسی شاهد انتقال سریع پیام در جهان فضای مجازی شده و یکه تاز تبلیغات انتخاباتی شدهاند به نحوی که نشریات مکتوب نیز بیش از آنکه حامل پیام انتخاباتی نامزدها باشند، مخاطب خاصی نداشته و ناگزیر آنها نیز به نسخههای آنلاین روی آورده اند تا شاید بتوانند به زندگی خود ادامه دهند.
همه این مسائل نامزدها و رایدهندگان را به سوی رسانههای برخط و شبکههای اجتماعی سوق داده است به نحوی که احتمال برگزاری اینترنتی انتخابات نیز دور از ذهن نخواهد بود.
در این میان آنچه مهم است این است که کدام نامزدها میتوانند در فرصت باقی مانده تا پیش از زمان تبلیغات رسمی که زمان فعالیتهای نگرشی میباشد از طریق تبلیغات اقناعی، تولید رای نموده و اعتماد مخاطبان خود را جلب نمایند و در ایام تبلیغات رسمی که زمان تبلیغات انگیزشی میباشد اقدام به حفظ رای نمایند.
درست در این مرحله است که دانش بازاریابی و تبلیغات سیاسی در کنار دانش تولید محتوی میتواند راهگشای نامزدهای انتخابات باشد.
رسانههای تخصصی به عنوان سوم شخص حوزه انتخابات و به عنوان مرجع کارشناسی و تخصصی میتوانند با تبلیغات غیرمستقیم، پیام انتخاباتی نامزدها را در سبد فرهنگی شهروندان قرار دهند تا در در زمان تبلیغات رسمی و روز اخذ رای، مردم مصداق آن پیام را انتخاب نمایند.
اما عدم فهم درست و منطق فضای مجازی و به تبع آن تبلیغات سیاسی مجازی و بهرهگیری نادرست برخی از نامزدها از شبکههای اجتماعی که بیشتر تبلیغات انگیزشی در زمان تبلیغات نگرشی بوده و آن هم نه ایجاد انگیزه و هیجان در مخاطبان بلکه صرفاً ایجاد هیجان در شخص کاندیدا میشود سبب شده است که نقطه ضعف آنها نیز به همان سرعت ویروسی شده و برند مخدوشی از آنها در اذهان عمومی شکل بگیرد.